تبليغاتX
The Written Kisses
اینجا همیشه پر بوده از ماجراها و اتفاقهای خوب و بد و عجیب غریب و مهم و غیر مهم  !

اما ماجرای تو از یه جنس دیگه ای بود .

ماجرای تو با همه ی ماجراها فرق داره و داشته .

کاشکی همش اینجا بودی............................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:2  توسط ...  | 

هرگز نبوده زمانی که نبوده ام ،

که تو ، یا دیگری نبوده است .

و هرگز نخواهد رسید آن زمان که

نباشم...

عبور میکنی از قالبهای کودکی ، جوانی ، کهنسالی .

انسان را چه هراس .

از نیست

پیدایش نمی جوشد .

از هست

 پیدایش نمی ایستد .

 

آن که سرچشمه ی هستی است

نابودی نمی پذیرد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:2  توسط ...  | 

پاها خیلی هوشیارند ؛

وقتی بخوای به راه دور بری ، تو رو به راه دور میبرن ...

و اگه نخوای بری همون جا کنارت می مونند...

و رفاقت کفشها تحسین بر انگیز ؛

از اولش با هم خریده میشن ـ با هم میرن ، با هم میان ـ با هم کهنه میشن ، پیر میشن ـ با هم واکس میخورند ، نو میشن ـ آخرشم با هم دور انداخته میشن . باهمند ، باهم ...

رفاقتو باید از کفشها یاد بگیریم ...

-------------------

فکر کردی تاحالا که چرا اینهمه فرق میکنه تنهایی با تنهایی ؟

چرا تنهایی توی اتاقت فرق میکنه با تنهایی توی چاه ؟ با تنهایی ته گور ؟

چرا تنهایی ازل اینقدر فرق میکنه با تنهایی ابد ؟؟؟

-------------------

خیلی چیزا هست که مهم نیست . باید چشمتو ببندی و بگذری از کنارشون ...

فقط یه زخم عمیق میزنند به قلبت ، و باز باید  چشمتو ببندی و بگذری از کنارشون ...

-------------------

آدم ها رو نمیشه دیگه تشخیص داد یا به سختی . مخصوصآ این روزا که همه یکی شدن ، یه جور شدن...

-------------------

 Just as no one can tell 

you how to feel

about a beautiful sunset

no one can tell you how to live your life

,,, you are the artist ,,,

and must shape your experiences

with your own hand

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 1:44  توسط ...  |